هوش مصنوعی؛ تصمیم گیر استراتژیک یا ابزار بهتر فکر کردن؟

حامد وثوقی، دانشجو دکتری تخصصی مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران

در تصمیم های استراتژیک، مشکل مدیران معمولاً کمبود گزینه نیست؛ مشکل این است که نمی دانند کدام گزینه در آینده ارزش بیشتری خواهد ساخت.

ورود به یک بازار جدید، تغییر مدل کسب وکار یا سرمایه گذاری روی یک فناوری، تصمیم هایی هستند که در شرایط عدم قطعیت گرفته می شوند و اشتباه در آن ها می تواند هزینه زیادی برای سازمان داشته باشد.

به همین دلیل، مدیر همیشه به دنبال راهی است که پیش از تصمیم نهایی، گزینه های پیش روی خود را بهتر ارزیابی کند.

هوش مصنوعی در نگاه اول می تواند پاسخ جذابی برای این مسئله باشد. مدلی که می تواند در چند ثانیه حجم زیادی از اطلاعات را بررسی کند، سناریو بسازد و درباره نقاط قوت و ضعف یک گزینه توضیح دهد، ظاهراً باید بتواند بخشی از خطاهای تصمیم گیری انسان را کاهش دهد. اما اینجا یک تصور خطرناک شکل می گیرد: اینکه چون هوش مصنوعی سریع تر و منطقی تر از ما صحبت می کند، پس الزاماً بهتر هم قضاوت می کند.

پژوهشی که در سال 2025 در Strategic Management Journal منتشر شده، دقیقاً همین تصور را به چالش می کشد. نتایج نشان می دهد وقتی ارزیابی یک تصمیم استراتژیک را به یک مدل هوش مصنوعی می سپاریم، نباید انتظار داشته باشیم که با یک قضاوت ثابت و عینی روبه رو شویم.

ارزیابی مدل ها می تواند تحت تأثیر نحوه طرح سؤال، نقش تعریف شده برای مدل و حتی ترتیب ارائه گزینه ها قرار بگیرد. یعنی هوش مصنوعی هم، دست کم در این نوع قضاوت ها، مصون از سوگیری و ناپایداری نیست.

این یافته از یک جهت مهم است: هوش مصنوعی قرار نیست صرفاً به این دلیل که ماشین است، بی طرف باشد.

ما معمولاً وقتی یک انسان درباره یک تصمیم قضاوت می کند، نگران سوگیری های او هستیم؛ اما وقتی همین کار را به هوش مصنوعی می سپاریم، گاهی فراموش می کنیم که خروجی آن نیز به داده ها، الگوهای یادگرفته شده و نحوه صورت بندی مسئله وابسته است.

با این حال، بخش مهم تر پژوهش اتفاقاً همین جا ظاهر می شود. وقتی به جای اعتماد به یک ارزیابی، مجموعه ای از ارزیابی های متعدد را در کنار هم قرار می دهیم، نتیجه به شکل قابل توجهی به قضاوت متخصصان انسانی نزدیک تر می شود. این موضوع یک برداشت جالب برای مدیریت دارد: شاید ارزش اصلی هوش مصنوعی در تصمیم های استراتژیک، ارائه یک پاسخ بهتر نباشد؛ بلکه ایجاد امکان برای بررسی مکرر و چندباره یک تصمیم باشد.

این تفاوت ظریفی است، اما می تواند شیوه استفاده مدیران از هوش مصنوعی را تغییر دهد. به جای اینکه از مدل بپرسیم «کدام گزینه را انتخاب کنم؟»، می توانیم از آن بخواهیم یک تصمیم را بارها و از زوایای مختلف زیر سؤال ببرد: بزرگ ترین فرض اشتباه در این استراتژی چیست؟ اگر رقیب بودی چگونه به آن حمله می کردی؟ چه چیزی می تواند باعث شکست این مدل کسب وکار شود؟ کدام بخش از استدلال ما بیش از همه به یک پیش فرض نامطمئن وابسته است؟

در چنین رویکردی، هوش مصنوعی دیگر نقش «مدیر جایگزین» را ندارد؛ بیشتر شبیه یک اتاق فکر در دسترس عمل می کند که می توانیم یک تصمیم را به آن بدهیم و از آن بخواهیم مرتباً نقاط کور تصمیم را آشکار کند. ارزش این فرایند شاید نه در این باشد که هوش مصنوعی تصمیم نهایی را بگیرد، بلکه در این است که مدیر قبل از گرفتن تصمیم، با مخالفت ها و سناریوهایی روبه رو شود که ممکن بود در فرایند معمول تصمیم گیری اصلاً دیده نشوند.

البته حتی اینجا هم نباید دچار یک خوش بینی ساده انگارانه شد. زیاد کردن تعداد ارزیابی های هوش مصنوعی لزوماً به معنای نزدیک شدن به حقیقت نیست. اگر همه این ارزیابی ها بر اساس داده ناقص یا فرض اشتباه شکل گرفته باشند، تجمیع آن ها فقط می تواند اعتماد ما به یک اشتباه را بیشتر کند. بنابراین مسئله فقط تعداد پرسش هایی نیست که از هوش مصنوعی می پرسیم؛ کیفیت سؤال و کیفیت فرضیات پشت آن اهمیت اساسی دارد.

از این منظر، شاید یکی از تغییرات مهمی که هوش مصنوعی در مدیریت ایجاد می کند، تغییر نقش مدیر باشد. مدیر آینده لزوماً کسی نیست که پاسخ های بیشتری از هوش مصنوعی می گیرد؛ کسی است که بهتر می داند چه سؤالاتی بپرسد، کدام پاسخ ها را به چالش بکشد و چه زمانی قضاوت انسانی را بر خروجی ماشین ترجیح دهد.

در تصمیم گیری استراتژیک، ما معمولاً به دنبال «بهترین پاسخ» هستیم؛ در حالی که در محیط های پیچیده، گاهی مهم تر از پیدا کردن بهترین پاسخ، پیدا کردن ضعیف ترین فرض تصمیم است. اگر هوش مصنوعی بتواند پیش از آنکه سازمان منابع زیادی را وارد یک مسیر کند، این فرض های شکننده را آشکار کند، حتی بدون آنکه تصمیم نهایی را بگیرد، می تواند ارزش استراتژیک قابل توجهی ایجاد کند.

بنابراین شاید سؤال درست این نباشد که «آیا هوش مصنوعی می تواند جای مدیر تصمیم بگیرد؟» سؤال مهم تر این است که آیا می توانیم با کمک هوش مصنوعی، فرایند تصمیم گیری خودمان را بهتر طراحی کنیم؟

پاسخ این پژوهش به نظر من بیشتر به گزینه دوم نزدیک است. مزیت هوش مصنوعی در مدیریت استراتژیک، دست کم در شرایط فعلی، نه در گرفتن تصمیم به جای انسان، بلکه در وادار کردن انسان به دیدن بیشتر، پرسیدن بیشتر و مطمئن نشدن زودهنگام است.

شاید بهترین استفاده از هوش مصنوعی این نباشد که به ما بگوید چه تصمیمی بگیریم؛ بلکه این باشد که قبل از گرفتن تصمیم، نشان دهد چرا ممکن است تصمیمی که فکر می کنیم درست است، اشتباه باشد.

تگ ها هوش مصنوعی

نظرات

captcha